ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1222

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

هر گاه آزاده‌اى را مدح مىكنى بايد شيوهء اطناب برگزينى . در تغزل بايد روش سهل و نزديك بفهم پيش‌گيرى و در مديح سخنت راست و آشكار باشد . از الفاظ زشت و گوش خراش بپرهيز هر چند موزون باشند . هر گاه به هجو كسان بپردازى ، بايد شيوهء ناسزاگويان را رها كنى و بدان نگرايى . سخن صريح در شعر بمنزلهء داروئى است و تعريض و كنايه همچون دردى نهفته مىباشد . و هر گاه بخواهى « در شعر » در روز فراق يارانى كه سحرگاهان سفر مىكنند بگريى ، بايد بىغم و اندوه فرود آيى و ( ياران را تسلى دهى ) و نگذارى كه اشكها از ديدگان جارى شود . و اگر بخواهى بعتاب و توبيخ آغاز كنى بايد وعده را با وعيد و درشتى را با نرمى درآميزى . چنان كه كسى را كه مورد نكوهش و عتاب قرار ميدهى بايد ويرا ميان بيم و اطمينان و ارجمند و خوارى باقى گذارى . و صحيح‌ترين شعر آن است كه ابيات آن از لحاظ نظم بهم نزديك باشند و معنى آن آشكار و روشن باشد . چنان كه هر گاه انشاد شود همهء مردم بدان طمع بندند و هر گاه قصد اتيان به مثل آن كنند توانايان را عاجز كند « يعنى سهل و ممتنع باشد » . و هم در اين باره شاعرى [ بنام ناشى [ 1 ] ] گويد :

--> [ 1 - ) ] از چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » . در چاپهاى مصر و بيروت نام شاعر قيد نشده است . ابو العباس ناشى شاعر و از رؤساى متكلمين زنادقه ( مانويه ) بود كه به اسلام تظاهر ميكرد او راست ديوان شعر و كتاب فضيلة السودان على البيضان ( از ابن النديم ) و رجوع به لغت نامهء دهخدا شود . و دسلان مينويسد : دو شاعر ملقب به ناشى بوده‌اند يكى عبد الله كه در قاهره بسال 293 ه ( 906 - 905 ) درگذشته است و ديگرى على كه در بغداد بسال 365 ه ( 975 ) ميلادى وفات يافته است .